هنرمعماری درسرزمین های اسلامی
خلق آثارعمده معماری اسلامی به خصوص دردو نوع اصلی مسجد وقصرتجلیلی می نماید دراین دو نوع بناست که شیوه وسبک معماری اسلامی به روشنی جلوه گرمی شود.ساختمان مسجد طوری است که رازنیازوی را با معبود آسان می کند. تناوب بیکران قوسها وستونها فضای پیوسته را چنان به تکه های همسان بخش می کند که ایجاد آن حالت معنوی خاص را آسان می سازد چه دربنای مسجد وچه درآسایش آن اصولاً مجاری وکنده گری مورد استعمال ندارد.
درتزیین وآرایش بناهای اسلامی این خصیصه هست که بیینده را به جنب وجوش وعدل وا نمی دارد وبرعکس درذهن وی زمینه ای برای کشف ودرون بینی مهیا می کند. تزئینات بناهای اسلامی یا الوان می نماید ویا روی آنها کنده کاریهای کم ژرفا نمودارمی شود ودرهرحال تمام بخش های پوشش بنا را می پوشانند وکلیت وتمامیتی ذاتی بدان می بخشند که مستقل ازساختمان چند مسجد است.
نقش تزئینی پیچ درپیچ (آنترولاس) ، که تا بی نهایت متغیراست وادامه
می یابد ، همه چیزحتی سوره ای ازقرآن را درخود تحلیل می برد. اگرازسطح زمین به شیشه های بلند قامت کلیسای سبک گوتیک بنگریم یک پارچه تلألو رنگ های گوناگون را می بینیم . نظیرهمین وضع را کتیبه ها درابنیه اسلامی دارد به این معنی که دارای وظیفه ای نیست وبیننده چیزی را القاء نمی کند وصرفاً به کارایجاد وتلقین نوعی محیط معنوی می آید.
اما درمعماری کاخ به این منظورکه سلطه وجبروت سلاطین را به رخ بیننده بکشانند ازهمه امکانات ((سمبولیزم)) معماری که دراختیارداشته استفاده نموده است چنانکه نه درمعبرترسایان ونه دربتکده بت پرستان . آن همه پیچیدگی قصرهای سلاطین اسلام که درقلب بنای قرینه دارآن به تخت
می نشستند دیده نمی شود.
با تعابیروتعاریف خداوند ازبهشت درقرآن کریم به نظرمی رسد که برپاکنندگان تعداد زیادی ازقصرهای اسلامی با به کاربردن چشمه های متعدد، حیاطهای چهارگوش وساختمانهایی که دارای چشم اندازبرروی استخرها بود کوشش نموده اند تا تصویری ازبهشت را متجلی سازند.
قابل ذکراست که دربنای مدرسه یا مکتب مذهبی ازسبک های به کاررفته درمسجد وقصراقتباس شده درحالیکه بنای ((خان)) یا کاروانسرا، بیشترتحت تأثیربنای کاخ بوده است.
به جرأت می توان گفت که معماری اسلامی امراستفاده ازرموزو
نشانه های سمبولیک را درنحوه ساختمان وتزئینات بناها ازملل گوناگون مسلمان اقتباس کرده است، معماری اسلامی حکم آمیزه وملقعه ای را دارد که ازعناصرگوناگون سازمان یافته است اما ازسال 900 میلادی به بعد عواملی نظیربعد جغرافیایی کشورهای مسلمان ، گسترش فتوحات اسلامی وگذشت زمان ، باعث پدیدارشدن اختلاف درزمینه سبک وسلیقه معماری بین امتهای گوناگون گردید.
دوران شکل گیری وتکوین:
اعراب تا قبل ازفتوحات خود درسال 661 که منجربه تصرف
سرزمین هایی چون : فلسطین، اردن، مصر، سوریه - عراق وایران امروزی گردید، ازداشتن هرگونه سنت وشیوه به خصوص معماری بی بهره بودند. درسنت آمده است که حضرت محمد(ص) فرموده اند: ((چیزی که بیش ازهمه بی فایده است وسبب می شود که سرمایه یک فرد مؤمن را ازمیان ببرد، عبارتست ازاقدام نمودن به ساختمان .))
ازجمله اجزائی که بعدها به محوطه مسجد اضافه شد منبربود وامروزه استفاده ازآن بعد ازگذشت 750 سال معمول گشته است. درزمان حکومت اهوریا بود که دوعنصرتازه وارد به تزئینات مسجد اضافه شد اولی عبارت بود ازدیواری چوبی یا خشتی که منبرومحل عبادت خلیفه را دربرمی گرفت که درواقع همان مقصوره نام دارد وبدست معاویه ومردان احداث شد وهدف آنها محافظت خویش ازسوء قصدها بوده است درسال(09-707) زمانیکه ولید اقدام به تعبیرمسجد مدینه نمود دروسط دیوارقبله آن تو رفتگی (محراب) به صورت کندوی زنبوربه وجود آورد این تورفتگی شباهت آشکاری با معماری عیسویها داشت درآغازمورد مخالفت مسلمانان متعصب قرارگرفت.
غرض ازمحراب درمساجد اسلامی به طورغیرمستقیم ورمزآمیز(سمبولیک) معطوف ساختن توجه نمازگزاربه سوی قبله است وعجیب نیست اگرمی بینیم که برخی ازمساجد دارای محراب های متعدد
می باشند.
با این وصف دراولین مسجدهای جامع محراب مرکزی حکم قلب بنا را داشته است. قدیمیترین شاهکارمعماری اسلامی که هنوزبرپا می باشد عبارتست از((قبة الصخره)) یا گنبد سنگی که به نام مسجد عمرخوانده می شود این بنا درمحل((الحرم الشریف)) در((بیت المقدس)) درمیدانی که سابقاً قرارگاه معبدی یهودی بوده برپا شده بعد و قبل ازبنای ((الحرم الشریف)) مسیحیان برروی ویرانه های معبد مزبوربنایی ساخته بودند. درحول وحوش مرکزآن کوهی است عریان که قله آن ((موریا)) یکی ازقدیمی ترین بناهای مقدس عالم است. مسجدی که عبدالملک درآنجا بنا نمود ازسنت وشیوه ساختمانی که درمنزل محمد (ص) درمدینه به کاررفته بود دورگشت وشیوه دیگری به وجود آمد که درواقع نوعی سیبوریوم (ciborium) که نوعی سایبان یا آسمانه تزیینی است که بروی ستایشگاه برخی ازکلیساها ومعابرمسیحی قراردارد بود ودرنتیجه بنا به شکل مقابرشهدای مسیحی درآمد.
دیوارهای خارجی مسجد تا خط بالای پنجره ها ازقطعات بزرگ سنگ مرمرپوشیده شده است قسمت بالای آن درقسمتی که ترکها درسال 1004 کاشی کاری نمودند درگذشته مانند ساقه گنبد بزرگ چوبی آن ازنوعی موزاییک شیشه ای پوشیده بود گنبد آن ازهمان زمان زراندود بوده است چهاردربزرگی درچهارنقطه بیت المقدس درجهات چهارگانه قرارگرفته است.
درآنجا بیننده احساس خط افقی را می کند (که استواربرقوسهایی چند است ) وشکل پوشش، سبک ((رمان)) آن را تأیید وتقویت می نماید چون ازهشت ضلعی داخل بنا بگذاریم میدان دیدمان گسترده می شود وبه جای سه قوس، چهارقوس را مشاهده خواهیم کرد . قوسهایی که به وسیله عوامل پوشنده طاق محدود نگشته است .
نگاهی به قسمت بالای بنا نشان می دهد که تمام فضا بوسیله گنبد فرا گرفته شده است امری که حالت روحانی محیط مسجد را فزونی می بخشد . ترتیب هندسی طرح بنا وارتفاع آن احساس نوعی هم آهنگی جالب را درانسان بر
می انگیزد هم آهنگی که با نوعی ازتزئینات غنی ورنگارنگ مرمرکاری، برنزکنده کاری شده وموزاییک همراه است . این مسجد همانطورکه به هیچ وجه یک اثرسبک عرب نمی باشد کاملاً ((بیزانسی)) نیزبه نظرمی رسد وبعید نیست که ابهام ملحوظ درآن به طورارادی صورت پذیرفته باشد.
بعد ازفتح دمشق مسلمانان ومسیحیان ستایشگاه معبد ژوپتررا که کلیسای ((سن ژان)) محل اصلی آنرا اشغال کرده است بین خود تقسیم نمودند وبعد ها با دیوانی آن به دست مسلمانان مسجدی به جای آن ساخته شد درجانب جنوبی این مسجد که درسرزمین سوریه تقریباً به طورکامل به جانب مکه قراردارد سه دهانه مرکزی نیزگنبدی که دراصل ازچوب ساخته شده بود بنا گردید بعدها دهانه هایی به جانب شمالی ، غربی ، شرقی ستایشگاه نیزاضافه ساختند چهاربرج ابتدایی که درچهارگوشه بنا قرارداشت به صورت مناره هایی درآمد که جزمناره های اولیه اسلامی به شمارمی آید.
دربالای ستونها وجرزها قوسهایی متصل به یکدیگرایجاد گردید وهمچنین به قسمت بالای کتیبه های مرمرکه دیواره های ستایشگاه را مزین ساخته بود یک رشته موزائیک تزئینی جذاب وگیرنده اضافه کردند سبک معماری بنا به طوراعم وشیوه مزین کردن بنا با نقوش گل وگیاه به ویژه ، درعین حال جامع شیوه خشک ومبتنی برسنت شرقی وجنبه خیال انگیزووهم آفرین شیوه یونانی است این بنا با این ویژیگیها نظیرآثارمذهبی بیت المقدس یاد آورسبک محلی سوریه می باشد.
قدیمیترین نمونه ای که معرف اقتباس مشخصات معماری بیگانه به وسیله مسلمانان وانطباق وسازگارکردن ماهرانه آن با معنویات مذهبی اسلام است درمسجد دمشق دیده می شود.
حیاط بزرگ این مسجد یادآورخانه ومحل اقامت حضرت محمد درمدینه است ولی طرز قرارگرفتن قوس ها وطاق نماها دردورادور صحن حیاط به صورتی که هرجرزدرمیان دو ستون قرارگرفته است یادآوروضع مربوط به حیاط داخلی ایاصوفیه درقسطنطنیه (اسلامبول) بوده که اکنون ازمیان رفته است.
مثلث مرکزی بالای سردرشبستانی که محراب درآن واقع است احتمال دارد که ازنمای قصری نظیر((شکلی)) درقسطنطنیه ملهم شده باشد همچنین است وضع گنبدی که دربالای این شبستان قرارگرفته است.
گنبد مزبوردیرگاهی علامت مشخصه پادشاه به شمارمی رفت این طوربه نظرمی رسد که هدف معماربزرگ نشان دادن مقام خلافت بوده است.
دراین دوره درساختمانها به ویژه قسمت حمامها ازسبک معماری اواخرعهد رُم به طورمطمئن هنوزدرسوریه وجود داشت الهام گرفته اند.
بارزترین عنصرتزئینی درتزئینات اسلامی مقرنس است که یادآورنمای منجمدشده سنگ گونه شیره های آهکی (استالاکتیت) درغارها است .
ساده ترین شکل مقرنس ازهفت عنصرمنشوری تشکیل یافته که میتوانند برهم افزوده شوند ویک برجستگی را تشکیل دهند این هفت عنصربا هم درپلان یک مستطیل ودو مثلث را نشان می دهند این تصویرها به کمک هرپهلویشان می توانند بهم متصل شوند ومجموعه هایی را پدید آورند بنابراین امکان پدید آمدن ترکیب های بسیاری وجود دارد مقرنس ها عنصرساختمانی نیستند بلکه عنصرتزئینی به شمار می آیند که اغلب روی یک عنصرمعماری مثل سرستون ، قوس، فیل پوش زیرگنبد ، فریز، کتیبه .درو پنجره وغیره متصل می شوند .
مقرنس ها راگاه نظیرآنچه که درسوریه است ازسنگ می تراشند. گاه نظیر ایران وترکستان ازسفال یا کاشی اما بیشترآنرا ازگچ می سازند شکل
مقرنس ها برحسب مکتب ها تفاوت می کند.
می توان گفت که نخستین مقرنس را درفیل پوش زیرگنبد به کاربرده اند فیل پوشها مثلث هایی منشوری شکل اند که درهریک ازگوشه های چهارضلعی بنا که با گنبد یا سقفی هشت ضلعی پوشیده می شوند قراردارند . مسلمانان به جای فیل پوش ساده ترجیح داده اند، شکل مقرنس رابا ترکیب تعدادی فیل پوش برجسته نمایان سازند آنها به زودی دراین کارپیشرفت کردند ودرتزئین طاق بندیها گوشه های سقف ، دور، نعلبکی مناره ها ودرهای بزرگ ازمقرنس کاری بهره جستند درالحمرای Grenoda طاقها به طورکامل مزین به مقرنس هستند.
درکشورهای متکی برهنراسلامی جزدرایران وسوریه نقش گل تنها به صورت تجریدی ، تخیلی وقراردادی دیده می شود درهنراسلامی به ویژه ازبرگ خرما الهام گرفته اند وآنرا از روبه رو به شکل برگ ساده ای که سرازآب بیرون کشیده وگسترده شده ویا ازنیمرخ نقش کرده اند.
اسلیمی درتزئینات نگاره ای مرکزی یا ساقه ای میانی است که درطول آن خط های منحنی با آهنگی منظم پیچیده شده اند.
اسلیمی را به ویژه برای تزئین صخره ها وسطحه های محدود که درقسمت بالا قراردارند به کارمی برند درحالیکه نقش پیچک های درهم ترکیبی است ازخط های متقاطع برجسته برزمینه ای کور.
دراین زمینه طرح شطرنجی ،لوزی شکل بسیاربه کارگرفته شده است ازسوی دیگرهنرآفرینان مسلمان ترکیب های بسیاردیگری را نیزبه کار
گرفته اند که ازآن حبله است ، نقش متقاطع خطاها یا یراق های صاف که
قاب سازی های الحمرا نمونه جالبی ازآنرا ارائه می دهند.
ترکیب های چند پهلویا چندضلعی ها ، اساس تزئینات اسلامی را تشکیل
می دهند این نوع زینت ازآغازقرن دهم درمسجد (( قرطبه)) پدیدارمی شود وازقرن چهاردهم نقش مسلط را درتزئینات سراسر امپراطوری اسلامی ، جزایران می یابد.
اوج چنین تزئینی را درمصرمشاهده می کنیم درقراردادها وضابطه های طرح های هندسی عرب بااصول این تزئینات وبه ویژه مسائل زیربرخورد می کنیم ((طرح شش ،پنج گوش منظم پیرامون یک دایره همچنین ترکیب شش چهارگوشه وشش ضلعی منظم پیرامون یک دایره)).
طرح هندسی که درقرن هجدهم به اوج پیچیدگی خود رسید اغلب معرف زیبایی بسیاروبازتاب تزئینی شگفت انگیزاست. طرح های مزبورشامل
شبکه های هشت گوش. شبکه های ستاره ای شکل ، شبکه های سه گوشه ای شامل مثلث ها ولوزیها هستند.
یکی ازطرح های بسیارمعمول عبارتست ازشبکه بندیهای ستاره ای شکل روی شبکه چند ضلعی های ساده . تزئینات متکی برچند ضلعی های
طرح های بدست آمده شامل ترکیب های زیراست: شش ضلعی های منظم، ستاره مانندها گلهای چند پریا ((شمسه)) (روزاس)، ساقه های مستقیم یا منحنی. خواه ازترکیب دوازده ضلعی ها وستاره های دوازده پر، خواه ازده ضلعیهای منظم وستاره های ده پریا ده شعاعی.تزئینات کتیبه ای
نوشته ها وکتیبه هایی به خط عرب ، مربوط به احکام مذهبی ، گفتارها وشعارها وستایش حکمران آن چنان ماهرانه وشاد وبا تزئینات درهم آمیخته که وقتی ازدوربه آن نگریسته می شد فریزهای کتیبه ای ازتزئینات قابل تشخیص نیستند عمده ترین گونه های نوشته عبارتند از: خط تند یا شکسته (نسخ) وکوفی، خط تند وشکسته غیرکوفی( ثلث یا نسخ) با قسمت های پرونازک ودایره ها که حالتی پرجنبش ونرم دارند.
درحالی که درخط کوفی که نامش را ازشهرکوفه گرفته است. حرفها با
زاویه های برجسته نقش بسته وضخامت آنها یکسان است. نمونه آنرا درفریززیبای مسجد ((حسن)) درقاهره می توان مشاهده کرد.
ورود هنرآسیایی ایرانی به غرب سبب ، پیدایش نفوذ وگسترش هنراسلامی شده است شاید مسلمانها پدیده منحصربه فردی درتاریخ باشند که خالق هنری که به نام آنها معروف شده است نیستند آنها تنها نقش انتشاردهنده این هنررا داشته اند.
درجریان رواج ((غرب گرایی )) دراسپانیا هنراسلامی وابسته به کورهای مختلف ، شکل های گوناگونی که می توان آنها را به پنج مکتب مختلف تقسیم کرد ، عرضه داشت. هریک ازاین مکتب ها جنبه خاصی را نمودارمی سازد درنگاه نخست مشکل می نماید که بخواهیم یکی را بردیگران ترجیح بدهیم با این حال کوشش براین بوده که با توجه به دواثرارزنده الحمرادرGerande ومدرسه ((فاس)) مکتب مغرب را درردیف اول قراردهند.
هنراسلامی قبل ازهرچیزعبارت است ازهنری تزئینی چنان که می توان گفت جنبه های ساختمانی جزدرمصروایران درسایرسرزمینها دردرجه دوم اهمیت قراردارند.
مورد جالب وقابل توجه این است که مسلمانان موفق شده اند مواد ومصالح بسیارمتفاوتی چون ، چوب، گچ کنده کاری شده ، کاشی مرمروسنگ های قیمتی را استادانه درهم بیامیزند.

بلندترین آسمان خراش جهان